علت بیش فعالی از عوامل ژنتیکی تا محیطی
به طور کلی، علت بیش فعالی هنوز به وضوح مشخص نشده، اما با شناخت دلایل احتمالی میتوان از بروز برخی موارد جلوگیری کرده و سلامت کودک را حفظ کرد. در مقاله قبلی، با مفهوم بیش فعالی و انواع آن آشنا شدیم. برای مطالعه بیشتر، لطفاً به این لینک مراجعه کنید.
یکی از نخستین سوالاتی که ممکن است برای والدین پیش آید، این است که چرا کودک به این اختلال مبتلا شده است. گاهی اوقات، افراد ممکن است با پیشداوری یا تصورات غلطی نسبت به این موضوع مواجه شوند.
به عنوان مثال، برخی بر این باورند که تربیت نادرست، محبت بیش از حد یا آزادی بیمورد در تربیت کودک میتواند منجر به بیش فعالی شود. اما تاکنون هیچ مدرکی مبنی بر اینکه عوامل اجتماعی و روشهای تربیتی بهطور مستقیم باعث علت بیش فعالی شوند، ارائه نشده است.
تحقیقات نشان میدهد که تفاوتهایی در ساختار مغز افراد مبتلا به بیش فعالی نسبت به سایرین وجود دارد، ولی عوامل محیطی نیز میتوانند احتمال علت بیش فعالی را افزایش دهند. این اختلال به نوعی حساسیت مادرزادی در مغز و سیستم عصبی مرتبط است که بر نحوه رفتار فرد در شرایط خاص تأثیر میگذارد.
به طور کلی، در نواحی از مغز کودکان بیش فعال که مسئول توجه هستند، فعالیت کمتری مشاهده میشود. به عبارت دیگر، مغز این کودکان در مقایسه با کودکان عادی از نظر توجه و تمرکز در سطح پایینتری قرار دارد و در نواحی مربوط به این مهارتها دچار نواقص جزئی است.
علاوه بر این، بخشی از مغز افراد بیش فعال که مسئول انتقال دادههای عصبی است، از نظر ساختار شیمیایی عدم تعادل دارد. هرچند که دلیل دقیق این نواقص و بینظمیهای شیمیایی مشخص نیست، اما نقش ژنتیک به عنوان عاملی وراثتی در علت بیش فعالی در خانوادهها غیرقابل انکار به نظر میرسد. معمولاً در حدود یکسوم موارد، حداقل یکی از والدین مبتلا به علائم مشابهی هستند.
اگرچه این اختلال بیشتر ارثی است، اما عوامل محیطی و تجربیات بیرونی نیز میتوانند تا حدی بر آن تأثیر بگذارند. این اختلال ممکن است در سالهای اولیه کودکی خود را نشان دهد و در برخی موارد با رشد کودک، علائم آن کاهش یابد.

علت بیش فعالی
بیش فعالی یکی از شایعترین اختلالات روانی در کودکان و نوجوانان است که به طور گستردهای مورد بررسی و تشخیص قرار میگیرد. با این حال، در بسیاری از موارد، دلیل دقیق آن مشخص نیست.
به نظر میرسد که علت بیش فعالی ناشی از ترکیبی از عوامل ژنتیکی، محیطی و اجتماعی باشد. برآوردها نشان میدهد که حدود 75 درصد از این اختلال به دلایل ژنتیکی مربوط میشود.
شواهد حاکی از آن است که ویژگیهای ژنتیکی این اختلال بیشتر در پدران کودکانی که به بیش فعالی مبتلا هستند، مشاهده میشود.
وجود مشکلات تغذیهای یا بهداشتی و روانی در چهار هفته اول زندگی نوزاد نیز میتواند احتمال علت بیش فعالی را افزایش دهد. از جمله عوامل محیطی تأثیرگذار میتوان به استعمال سیگار یا مصرف الکل توسط مادر در دوران بارداری و همچنین قرار گرفتن او در معرض نیکوتین اشاره کرد.
علاوه بر این، استرسهای مادر در زمان بارداری نیز میتواند عامل دیگری در علت بیش فعالی باشد. تحقیقات نشان دادهاند که این اختلال معمولاً در اعضای نزدیک خانواده افراد مبتلا نیز دیده میشود.
موارد خاصی مانند عفونتهای قبلی یا آسیب به مغز نیز ممکن است در ایجاد این اختلال دخیل باشند. با این حال، به نظر نمیرسد که شیوه تربیت یا نبود نظم و انضباط در خانواده، نقشی در ظهور این مشکل داشته باشد.
در مجموع، میتوان گفت که اگر مادر در طول بارداری یا زایمان با مشکلاتی مواجه شود، احتمال بروز ADHD در فرزند افزایش مییابد. این مشکلات شامل مصرف مواد یا دارو در دوران بارداری، وزن پایین نوزاد در زمان تولد، عفونتهای مغزی، تماس با سموم و شرایط استرسزا برای مادر است.
علاوه بر این، آلودگی ناشی از سرب موجود در دود خودروها، آلودگیهای محیطی، مواد افزودنی مانند شیرینکنندههای مصنوعی و رنگدهندههای خوراکی، و مواد نگهدارنده در غذاهای آماده نیز میتوانند در علت بیش فعالی تأثیرگذار باشند.
عوامل ژنتیکی
اختلال نقص توجه و بیشفعالی (ADHD) معمولاً در خانوادهها مشاهده میشود و شواهدی قوی از تأثیر عوامل وراثتی در مطالعات مربوط به خانوادهها و دوقلوها به دست آمده است.
در یک تحقیق استرالیایی که شامل ۱۹۳۸ خانواده دوقلو بود، مشخص شد که اگر یکی از دوقلوها به این اختلال مبتلا باشد، احتمال ابتلای دوقلوی همسان ۸۲ درصد و دوقلوی غیرهمسان ۳۸ درصد است.
به همین دلیل، مطالعات دوقلویی نشان میدهند که این اختلال عمدتاً از والدین به ارث میرسد و ژنتیک تقریباً ۷۵ درصد موارد در کودکان و بین ۳۵ تا ۷۵ درصد موارد در بزرگسالان را تحت تأثیر قرار میدهد.
برادران و خواهران کودکانی که به ADHD مبتلا هستند، سه تا چهار برابر بیشتر از خواهر و برادران کودکانی که به این اختلال دچار نیستند، در معرض ابتلا قرار دارند.
این اختلال به فعالیتهای دوپامینرژیک مربوط میشود و به طور کلی با کاهش عملکرد دوپامینرژیک مرتبط است. در ADHD، تعدادی از ژنها درگیر هستند که بسیاری از آنها به طور مستقیم بر انتقال عصبی دوپامین تأثیر میگذارند.
افراد مبتلا به سندرم داون نیز احتمال بیشتری برای ابتلا به ADHD دارند. علاوه بر این، این اختلال با بیماریهای دیگری مانند اوتیسم، اسکیزوفرنی، اختلال دوقطبی و افسردگی نیز ارتباط ژنتیکی دارد.

عوامل محیطی
عوامل محیطی نیز میتوانند به علت بیش فعالی کمک کنند. مصرف الکل در دوران بارداری ممکن است منجر به اختلالات طیف الکل جنین شود که شامل ADHD یا علائم مشابه آن است.
کودکان در معرض مواد سمی خاص مانند سرب یا بیفنیلهای کلرینه ممکن است با مشکلاتی مشابه ADHD مواجه شوند. همچنین، قرار گرفتن در معرض حشرهکشهای ارگانوفسفات مانند کلرپیریفوس و دیالکسیل فسفات با افزایش خطر ابتلا به این اختلال مرتبط است، هرچند شواهد قطعی در این زمینه موجود نیست.
قرار گرفتن در معرض دود سیگار در دوران بارداری میتواند به اختلالات در رشد سیستم عصبی مرکزی منجر شود و خطر ابتلا به ADHD را افزایش دهد.
عوامل دیگری مانند زایمان زودرس، وزن بسیار کم هنگام تولد و بیتوجهی شدید، سوءاستفاده یا محرومیت اجتماعی نیز میتواند خطر ابتلا به این اختلال را بالا ببرد.
برخی عفونتها در دوران بارداری، زمان تولد و اوایل کودکی، بهخصوص ویروسهایی مانند سرخک و سرخچه، ممکن است نقش داشته باشند.
تحقیقات نشان دادهاند که مصرف طولانی مدت استامینوفن در دوران بارداری با ADHD مرتبط است، به طوری که حداقل ۳۰ درصد از کودکان دارای آسیب مغزی در آینده به این اختلال مبتلا میشوند و تقریباً ۵ درصد از موارد ADHD به آسیب مغزی مربوط است.
برخی مطالعات به این نکته اشاره دارند که در تعداد محدودی از کودکان، رنگهای غذایی مصنوعی یا مواد نگهدارنده ممکن است علائم ADHD را تشدید کنند، هرچند که شواهد در این زمینه ضعیف است. در برخی موارد، عدم تحمل یا حساسیت به برخی مواد غذایی ممکن است علائم این اختلال را بدتر کند.
تحقیقات بهطور کلی از باورهای نادرست مبنی بر اینکه ADHD ناشی از مصرف زیاد قند تصفیه شده، تماشای تلویزیون، رفتار والدین، فقر یا آشفتگی خانوادگی است، حمایت نمیکنند، اما این عوامل میتوانند در برخی افراد علائم ADHD را تشدید کنند.
در صورت عدم توجه به کودکان مبتلا به ADHD و عدم درمان آنها، این افراد در آینده ممکن است به افسردگی مبتلا شوند یا در نوجوانی دچار رفتارهای ضد اجتماعی و گاه بزهکارانه شوند. بنابراین، به والدین توصیه میشود که در دوران کودکی برای درمان فرزندان خود اقدام کنند.