بررسی نظرات درباره نوروفیدبک
بررسی نظرات درباره نوروفیدبک در حال حاضر بسیار متنوع و گاهی متضاد است. به همین دلیل، جستجوی اطلاعات درباره تأثیرات این روش درمانی میتواند موجب سردرگمی شود.
اگر با نوروفیدبک و کاربردهای آن آشنایی ندارید، ابتدا میتوانید مقالات زیر را مطالعه کرده و با این تکنیک آشنا شوید.
با توجه به تنوع و تناقض نظرات در فضای مجازی، هدف این مقاله گردآوری دیدگاههای برخی از کارشناسان این حوزه است تا شما بتوانید درک بهتری از تأثیرات نوروفیدبک پیدا کنید.
نوروفیدبک بهعنوان یک شیوه درمانی نوین و در حال توسعه، در سالهای اخیر با تحقیقات بسیاری در ایران و سایر نقاط جهان همراه بوده است که به آن جایگاه قابلتوجهی بخشیده است.

بررسی نظرات درباره نوروفیدبک
در حال حاضر، بررسی نظرات درباره نوروفیدبک و کاربردهای بالینی آن بسیار متفاوت است؛ برخی آن را “ابزاری برای فریب” و عدهای دیگر آن را “تکنیکی بسیار مؤثر” میدانند.
در ایران نیز همانند دیگر نقاط دنیا، نوروفیدبک با واکنشهای متنوع و گاه متناقضی روبهرو است. به نظر میرسد این نظرات مثبت و منفی به دلایل مختلفی از جمله احساسات فردی، وابستگی به روشهای سنتی، مقاومت در برابر تکنیکهای نوین، عدم آگاهی کافی، تمایل به سودجویی و استفاده بیملاحظه از فناوریهای جدید ناشی میشود.
در ادامه، به بررسی نظرات درباره نوروفیدبک میپردازیم:
بیوفیدبک بهعنوان یک روش معتبر در روانشناسی از دهه 1960 شروع به توسعه کرد. این تکنیک به کمک ابزارهایی که به بدن متصل میشوند، اطلاعاتی درباره عملکرد برخی اندامها (مانند دما، تعداد و عمق تنفس، سطح تنش عضلانی و حتی فعالیت سیستم عصبی) ارائه میدهد.
تحقیقات نشان میدهند هرچه افراد اطلاعات دقیقتری درباره آنچه در بدنشان میگذرد داشته باشند، بهتر میتوانند عملکردهای خود را کنترل کنند (لاورنس، 2002(.
نوروفیدبک شکل خاصی از بیوفیدبک است که در آن فرد بازخوردهایی از فعالیت الکتریکی مغز خود دریافت میکند. از طریق شرطیسازی عاملی، فرد قادر است ریتم فعالیتهای الکتروآنسفالوگرافیک خود را تنظیم کند (هاموند، 2008).
براساس یکی از اصول بنیادی سایبرنتیک، فرد نمیتواند متغیری را کنترل کند مگر آنکه اطلاعات لازم در مورد آن متغیر را دریافت کند. این اطلاعات بهعنوان بازخورد شناخته میشود، و وجود بازخورد خارجی امکان یادگیری را فراهم میآورد (شوارتز و آندراسیک، 2003).
در سایبرنتیک، بازخورد بهعنوان یک عنصر کلیدی شناخته میشود که در روانشناسی رفتاری به عنوان شرطیسازی عاملی و اصول یادگیری مورد توجه قرار میگیرد.
بازخوردهایی که از نتایج مثبت یا منفی رفتار ناشی میشوند، میتوانند منجر به شرطی شدن یا تغییر رفتار شوند. به همین دلیل، بسیاری از کارشناسان به ویژه روانشناسان، بیوفیدبک را نوعی یادگیری عاملی میدانند (شوارتز و آندراسیک، 2003).
نوروفیدبک در واقع همان EEG بیوفیدبک است. ثبت فعالیت الکتریکی مغز یکی از مهمترین روشها برای بررسی ارتباط بین مغز و رفتار است (هنریش و همکاران، 2007) و نشان میدهد که مغز بهعنوان تنظیمکننده مرکزی احساسات، افکار و رفتارهایی که افراد را به مشاوره و درمان روانشناختی میکشاند، عمل میکند (لاورنس، 2002).
نظرات درباره نوروفیدبک و عوارض جانبی آن، که موضوعی مهم است، اینگونه است که ابزارهای مورد استفاده در نوروفیدبک تنها بهعنوان منابع مثبت و بازخورددهنده اطلاعات عمل میکنند و هیچ جنبه تهاجمی ندارند.
بهعبارت دیگر، نوروفیدبک فقط اطلاعات را از مغز به بیرون منتقل میکند و هیچ چیزی از خارج به مغز وارد نمیشود (زایدل و بارینا، 2005).
بهتدریج، نوروفیدبک بهعنوان یک روش درمانی در کلینیکهای مختلف در سراسر جهان بهمنظور بهبود و درمان اختلالهای گوناگون مورد استفاده قرار گرفته است (دمس، 2005).
در مورد کارایی نوروفیدبک در درمان اختلالات مختلف، مطالعات متعددی انجام شده است، اما پرداختن به تمامی آنها از حوصله این مقاله خارج است.
بدون شک، نوروفیدبک جایگاه رو به رشدی در تحقیقات یافته و اثر بخشی آن در اختلالاتی نظیر اختلال بیشفعالی – نقص توجه (ADHD)، اوتیسم، صرع، اختلال یادگیری، مشکلات افسردگی و اضطرابی و آسیب مغزی مورد بررسی قرار گرفته است.
با این حال، هنوز سوالات بیپاسخی در این زمینه وجود دارد که نیاز به پژوهش بیشتر دارد.
شواهد نشان میدهند که شرطیسازی امواج خاص عصبی تأثیرات رفتاری ویژهای دارد که در گروه پلاسیبو (نوروفیدبک ساختگی) مشاهده نمیشود. این یافتهها میتوانند گواهی بر اختصاصی بودن درمان با نوروفیدبک باشند.
یافتههای مطالعهای که توسط لوبار و شوس (1977) انجام شد، به سه نکته اشاره دارد:
1- امکان دستکاری امواج عصبی از طریق شرطیسازی عاملی – نوروفیدبک وجود دارد.
2- اثر نوروفیدبک خاص است.
3- انتخاب نادرست پروتکل میتواند عوارض منفی به همراه داشته باشد.

متخصصان نوروفیدبک
در نهایت بررسی نظرات درباره نوروفیدبک، باید اشاره کرد که مسئلهای که در ایران به شکل پیچیدهتری نمایان میشود، مربوط به افرادی است که به عنوان متخصص در زمینه نوروفیدبک برای درمان اختلالات مختلف فعالیت میکنند.
گاهی به دلیل نداشتن تسلط کافی بر روی روشها و پروتکلهای درمانی، ممکن است علائم بیماری بهبود نیابد و در صورتی که پروتکل انتخابی نادرست باشد، عوارض جانبی نامطلوبی نیز بروز کند. طبق استانداردها، درمانگران باید آموزشهای لازم را گذرانده و مدرک معتبر (BCIA) را دریافت کرده باشند.
افرادی که قصد دارند از نوروفیدبک برای درمان استفاده کنند، باید با موارد زیر آشنا باشند: آسیبشناسی روانی، اصول کلی درمان به ویژه درمانهای شناختی-رفتاری و مهمتر از همه، نوروفیزیولوژی و الکتروفیزیولوژی، به طور خاص الکتروانسفالوگرافی.
شناسایی فعالیت الکتریکی مغز از سیگنالهای غیرمغزی (نظیر نویزهای ناشی از برق شهری یا فعالیتهای عضلانی)، انتخاب مکان مناسب برای نصب الکترودها، تعیین مونتاژ درست، انتخاب صحیح باندی که باید تقویت یا مهار شود، تعیین حد آستانهای برای تقویت یا مهار و در نهایت انتخاب پروتکل درمانی مناسب، از الزامات ضروری در درمان با نوروفیدبک به شمار میرود (هاموند، ۲۰۰۸).